ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

77

مجمع التواريخ ( فارسى )

انگشترى در ميان گرفته و در شهر لار بسبب قحط و غلا اكثر مردم از گرسنگى هلاك شدند تتمه جلاى وطن اختيار نموده‌اند و از هيچ طرف مددى و آذوقهء باهل قلعه نميرسيد به اين سبب اغلب مردم قلعه از شدت جوع هلاك شدند و آنچه بيرون مىآمدند بسبب عناد سنيان توابع لار و قساوت قلب افاغنه بقتل ميرسيدند ناچار ميرزا زاهد على بتوسط بعضى از سيبه‌داران دور قلعه كه با وجود تسنن حقوق در ذمهء آنها داشت عريضهء به حاكم شيراز نوشته اطاعت و انقياد افاغنه را قبول نمود و بعد برآمدن او از قلعه افاغنه او را روانهء حضور پادشاه خود باصفهان نمودند و چون در زمان اشرف اكثر قزلباشيه به روى كار آمده امور معاملات سلطنت را راتق و فاتق بودند و ميرزا زاهد على با همهء آنها آشنائى قديم داشت سفارش و حمايت او را نموده در پيش اشرف ظاهر نمودند كه ميرزا زاهد على مرد كار آمدنى است و از امور بنادر و لار كمال وقوف و اطلاع دارد رعايت او موجب تأليف قلوب مردم بنادر و لار ميگردد و اشرف نيز عمل بگفتهء آنها نموده حكومت بندر و جرون و بعضى از توابع لار را مرجوع به او نموده با خلعت و فرمان حكومت آن بلاد او را روانه نمود و ميرزا زاهد على بعد ورود ببندر عباسى و متوجه سرانجام امور آنجا شدن ناگاه سيد احمد شاه على الغفله وارد آنجا گرديد و ميرزا زاهد على چون تازه‌وارد بود و هنوز جمعيتى بر سر او نشده بود و نيز مردى متصدى پيشه بود و قطع نظر از اين امور سيد احمد شاه از سلالهء صفويه بود از دل بحرب او راضى نبود مع هذا دفعة سيد احمد شاه وارد شده او را دستگير نمود . اين خبر چون بلار رسيد حاكم لار متوجه دفع سيد احمد شاه شده بتعجيل تمام وارد بندر عباسى شد و هر چند با سيد احمد شاه مردم قليلى بودند لكن چون مردى دلير و شجاع بود با همان مردم قليل پشت بحصار بندر عباسى داده با افاغنهء لار و سنيان توابع لار كه افاغنه به قدر دو صد سوار و سنيان به قدر چهار هزار تفنگچى بودند داد مردى و مردانگى ميداد و هر روزه جنگ بصرفه مينمود كه در اين بين خبر باصفهان رسيد و از آنجا زبردست خان را با شش هفت هزار سوار جرار بتعجيل تمام روانهء بندر نمودند و زبردست خان